تبليغاتX
وبلاگ شخصی سید حسین فاطمی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

گفتيم كه شيطان از طايفه جن بود، و قرآن هم اين مطلب را با صراحت بيان مى كند و مى فرمايد:
و اذا قلنا للملائكة اسجدوا لادم ، فسجدوا الا ابليس كان من الجن ففسق عن امر ربه ؛
اى رسول ما ((ياد كن وقتى را كه به ملائكه گفتيم : بر آدم سجده كنيد، همه سجده كردند جز ابليس ، كه او از جن بود، و بدين روى از اطاعت خداى خود سرپيچى نمود و سجده نكرد)).(89)
او مدتى از عمر خود را در ميان جن سپرى كرده و با آنان معاشر بوده ، تا وقتى كه فتنه و فساد، كشت و كشتار در ميان آنان برپا شد.
در اين هنگام خداوند اراده كرد كه آنان را نابود فرمايد: عده اى از ملائكه را فرستاد تا با شمشيرهاى خود با آنها جنگيدند و همه آنها را كشتند. در اين ميان ، شيطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پيدا كرد و به دست ملائكه اسير شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شركت نداشتم .) شما تمام خويشان و هم نوعان مرا كشتيد و من تنها ماندم . مرا با خودتان به آسمان ببريد، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت كنم .
فرشتگان از خداوند جوياى تكليف شدند. خداوند به آنها اجازه داد كه او را به آسمان ببرند. زمانى كه به آسمان رسيد به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن ميان لوحى را ديد كه چيزهايى بر آن نوشته شده ؛ مثلا نوشته بود:
((انى لا اضيع عمل عامل منكم .(90) (بلا من عمل و اءراد الدنيا اعطاه الله منها و من عمل و اراد الاخرة بلع الله تعالى مناه ) و من يرد حرث الاخرة نزدله فى حرثه ما نشاء و من يرد حرث الدنيا نؤ ته منها و ماله فى الاخرة من خلاق
((من پاداش هيچ عمل كننده اى را ضايع نمى كنم ؛ بلى ، كسى كه كارى كند و اراده دنيا نمايد، خدا دنيا را به او مى بخشد و كسى كه آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزويش مى رساند. و كسى كه پاداش آخرت را بخواهد به او بركت مى دهيم و بر نتيجه اش مى افزاييم و آنها كه فقط مال دنيا را مى طلبند، كمى از آن به آنها مى دهيم ، اما در آخرت هيچ نصيبى ندارند)).(91)
پيش خود فكر كرد كه آخرت نسيه و دنيا نقد است . تصميم گرفت دنيا را به وسيله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در ميان ملائكه آن قدر عبادت كرد تا سرور و رئيس همه فرشتگان شد و طاووس ملائكه نام گرفت ! بر منبرى مى نشست و ملائكه در مقابل او با احترام مى ايستادند. وقتى فهميد با اين عبادت ها مى تواند دنيا را جست و جو كند؛ از اين رو، آن چه در قلب سياه خود پنهان داشت آشكار ساخت و ادعا نمود من از آدم برترم و در برابر او به خاك نخواهم افتاد!

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 11:25 |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در روايات ديگرى وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را گردن مى زند.(85)
در بعضى از روايات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شيطان است . امام صادق عليه السلام فرمود: ((شيطان در زمان رجعت روى صخره بيت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله عليه و آله كشته و ذبح مى شود)).(86)
نيز عبدالكريم خثعمى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: ((وقتى شيطان گفت : خدايا! مرا مهلت ده تا روز قيامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم عليه السلام . و مراد از آن وقت ، هنگام رجعت اميرالمؤمنين عليه السلام به دنيا است )).
عبدالكريم گويد: از حضرت پرسيدند: آيا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هيچ امامى نيست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام با اصحاب خود رجوع نمايد، شيطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمين ((روحا)) كه از زمين فرات و در نزديكى كوفه است ، مى باشد.
پس اين دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: گويا اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام را مى بينم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گويا آنها را نگاه مى كنيم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .
در اين هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آيند و جنگ به حضرت رسول صلى الله عليه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست مبارك ايشان است ؛ چون شيطان نگاهش به آن حضرت بيفتد، پشت كرده و بگريزد. ياران او وقتى كه فرار او را مى بينند مى گويند: كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گويد: من مى بينم آن چه را شما نمى بينيد. من از خداوند عالميان مى ترسم .(87)
در اين هنگام ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بين دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نيز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند عالميان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هيچ شريكى در روى زمين باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمين چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آيد.(88)

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 11:11 |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اين كه تا چه زمان شيطان زنده خواهد ماند؟ كى می ميرد؟ به دست چه كسى كشته مى شود؟ رواياتى وارد شده و احتمالاتى داده اند كه از اين قراراند:
1. مهلت او تا روز قيامت است ؛
اين احتمال درست نيست - در اين باره در بحث (حاجت خواستن شيطان ) سخن خواهیم گفت.

2. تا روز آخر دنيا.

همان روزى كه خورشيد و ماه و ستارگان تاريك مى شوند و كوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و درياها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائكه مى ميرند.

3. مهلت او ميان نفخه اول و دوم است ؛

نفخه اول وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه موجودات جهان يك مرتبه از بين مى روند. نفخه دوم آن وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه خلايق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شيطان در ميان اين دو نفخه تمام مى شود.(83)

4. تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت كشته مى شود. (اين مطلب در آينده بيان خواهد شد).
5. تا زمان رجعت ؛
از زمان آمدن حضرت مهدى (عج ) شروع مى شود؛ پيامبر و ائمه معصوم عليه السلام دوباره رجوع مى كنند و به دنيا برمى گردند، آن وقت شيطان مى ميرد. و مدت معلومى كه قرآن بيان مى كند - همان رجعت است - كه عزرائيل جان او را مى گيرد و به زندگيش خاتمه مى دهد.
وارد شده كه در زمان رجعت ، خداوند به ((ملك الموت )) مى فرمايد: جان ابليس را قبض كن كه عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان كندن را كه به اولين و آخرين افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نيز مى فرمايد:
((اى ملك الموت !)) اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانيه با هفتاد زنجير و هفتاد كاسه از آب لظى (كه همان آبهاى جهنمى سوزان است ) با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترين شكلى جان او را بگير.
عزرائيل هم با صورتى كه اگر اهل زمين او را با آن صورت ببينند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى كنند و مى ميرند، و به همان شكلى كه ماءمور است نازل مى شود.
شيطان وقتى او را به آن هيبت مشاهده مى كند به مشرق فرار مى كند، عزرائيل را همان جا مى بيند! به طرف مغرب مى گريزد، او را حاضر مى بيند، به دريا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى كند؛ در اين زمان ، ((ملك الموت )) بر او بانگ مى زند كه : اى ملعون ! بايست ؛ باز فرار مى كند و مى آيد بر سر قبر آدم عليه السلام و مى گويد: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائيل به آن سگ هاى جهنمى و ملائكه غلاظ و شداد دستور مى دهد كه بر او حمله كنند. سگ ها بر او حمله مى كنند و اطراف او را مى گيرند. ملائكه با گرزهاى آتشين بر مغز او مى كوبند تا جان خبيث و پليد او را بگيرند و به زندگى پر از مكر، فريب و كبر او پايان دهند.(84)

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 17:26 |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

به بيان ديگر، شيطان و وسوسه هاى او، براى امتحان و جدا كردن افراد پاك از ناپاك است . براى مشخص نمودن ايمان ثابت و استوار از ايمان ناپايدار بندگان ، وسيله خوبى به شمار مى آيد. اين كه خداوند شيطان را خلق نمود عبث و بيهوده نبوده و نيست . پروردگار عالم آنها را از روى مصلحت و غرض آفريد، و به واسطه آنها خبيث از طيب شناخته و جدا مى شود. تمام افراد، از سعيد و شقى ، پاك و ناپاك ، مؤمن و منافق و كافر، عادل و ظالم ، همه مى خواهند به سوى خدا بروند و در مقام امن الهى بيارامند همه در دستان شيطان امتحان و آزمايش مى شوند و خدا با محك خاص خود آنها را از هم جدا مى كند.
آنهايى كه پيروان خدا و پيامبران او هستند، هيچ گاه فريب شياطين را نمى خورند. اما آنهايى كه ايمانشان ريشه دار و محكم نيست ، بلكه سطحى و تقليدى است ، دعوت آنها را زود مى پذيرند و تسليم ايشان مى شوند.
شيطان يكى از ماءموران خداوند است كه حكم بازرس را دارد و نمى گذارد اشخاص پليد و آلوده ، در حرم خداوند قدم گذارند. مردم را بازرسى دقيق و تفتيش صحيح مى كند.
الا عبادك منهم المخلصين
((مگر بندگان مخلص كه شيطان را به آنان دسترسى نيست ))(56)
آنان كه بر خدا پيشى مى گيرند و تكبر مى ورزند و صفات بلند اسمهاى نيك خدا را دزديده و خود را بدان مى چسبانند، جلو آنها را گرفته و نمى گذارد در حرم خداوندى كه جاى بندگان وارسته و پاك سرشت است ، وارد شوند.
نكته ديگر اين كه اگر شيطان نبود، دنيا به اين صورت نبود و آدم از بهشت به دنياى خاكى نمى آمد. آدم نخست در بهشت بود و جايگاه ويژه داشت . از آنجا كه خداوند مى خواست انسان راه كمال را بپيمايد، شيطان را آزاد گذاشت تا او را وسوسه كند و از بهشت رانده شود و در دنياى خاكى بر خلاف فرشتگان كه راه كمال بر آنان بسته است ، راه ترقى و سعادت را طى كند، اين بود كه او را از ((اسفل السافلين ))(57) با گامهاى استوار و مجاهده و با اراده پروردگار حى قيوم به ((اعلا عليين ))(58) رسيد. انسان از ملائكه اشرف شد و اين همه فضايل و درجات را كسب نمود. همه اينها در اثر خلقت شيطان و فوايد آفرينش او است ، پس خلقت او و مهلت دادن به او همه از روى مصلحت بوده و امر ماءمورى از جانب خداوند است .

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 17:13 |

به راستی که قرآن کریم یکی از برترین معجزات الهی است. افرادی که در اعماق این دریای بی کران تدبر و تحقیق می کنند هر روز به نکات تازه ای از آن دست پیدا می کنند که برخی از آنها بسیار شگفت انگیز است. یکی از چیزهایی که در جای خود اعجاز قرآن را نشان می دهد جنبه نگارشی آن است. گر چه جنبه های اعجازی قرآن کریم فراتر از این حرفهاست اما به عنوان نمونه شما در این قسمت از وبلاگ متوجه هماهنگی جالبی بین واژه های قرآن کریم می شوید که به نوبه خود می تواند معجزه بودن این کلام آسمانی را بیش از پیش تایید نماید. ببینید:

 کلمه دین و مساجد هر دو  ۹۲ مرتبه در کل قرآن کریم آورده شده است.

 کلمه صالحات یعنی کارهای درست و کلمه سیئات یعنی بدیها هر دو به تعداد مساوی یعنی هر کدام ۱۶۷ مرتبه در قرآن کریم آمده اند.

 به واژه های گرما و سرما هر کدام ۴ مرتبه و کلمات تابستان و زمستان هر کدام یک مرتبه در قرآن اشاره شده است.

 لفظ شیطان و ملکه هر کدام ۶۸ مرتبه در قرآن کریم آورده شده اند و جمع آنها هر کدام ۸۸ مرتبه.

 تعداد سجده های ۱۷ رکعت نمازهای یومیه ۳۴ تا است و ۳۴ کلمه « سجده » نیز در کل قرآن وجود دارد.

 معادل عربی واژه های دنیا و آخرت هر کدام ۱۱۵ مرتبه در قرآن آمده است.

 کلمه ساعت ۲۴ مرتبه در قرآن کریم آمده است که به تعداد ساعات شبانه روز است.

 کلمه روز به تعداد روزهای سال  یعنی ۳۶۵ مرتبه در قرآن کریم آمده است.

 کلمه روزها ایام ۳۰ مرتبه آمده که به تعداد روزهای یک ماه می باشد.

 کلمه ماه ۱۲ مرتبه در قرآن آمده است که به تعداد ماههای یک سال می باشد.

 

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 19:36 |