مثل عسل
می دونی عسل اصل ، از کجا به دست می آید ؟
از شهد گل .
پس قرآن ، مثل عسل می مونه ، چون اونم از شهد گل به دس اومده ، گلی که اسمش خداس.
هیچ می دونی اگه عسل هزار سال بلکه بیشتر هم بمونه ، فاسد نمی شه ؟ هما طوری که الان عسل هایی مال زمان فرعون ، توی موزه ها نگهداری می شه و سالمِ سالمه .
و این ، درست مثل قرآنه که بالای هزار سال از ش می گذره و هنوز که هنوزه ، تغییری و تحریفی پیدا نکرده .
می دونی اگه دستت پر از میکرب باشد و با همون میکروبا ، به ظرف عسل فروکنی ، اصلن آلوده نمی شه ، بلکه میکروب ها رو هم از بین می بره ؟
درس مث قرآن که وقتی آدمای آلوده می رن سراغش ، آلوده که نمی شه هیچ ، بلکه اونا روهم پاکِ پاک می کنه .
مدونی قرآن دربارِه ی عسل چی می گه ؟ می گه : " فیه شفاء للناس " یعنی عسل برایِ مردم حکم دارو داره و دردهای اونارو درمون می کنه . و این همون حرفیه که خدا در باره ی قرآن هم زده و می گه:" و ننزل مِن القرآن ماهو شفاء و رحمة " یعنی قرآن برا مردم داروس و دردهای روحی و روانی اونارو درمون می کنه .
می دونی عسل حاصل وحی خدای ، چون خود خدا تو قرآنش می گه :" واو حی ربک الی النحل " یعنی خدا به زنبور عسل وحی کرد که مثلن کجا برد ، چی کار بکن که محصولت بشه عسل .
همان طوری که قرآن وحی خداس ، چون خودش می گه :" ان هوالا وحی یوحی " یعنی قرآن وحی خداس به پیغمبرش .
می دونی عسل اصل ، اولش تو کوه به دس می اومد ؟
درست مث قرآن که اولش تو کوه نازل شد ، کوهی که الان جَبل النور ( کوه نور ) بهش می گن .
می دونی چر ا به این کو ه می گن " کوه نور " ؟ چون قرآن دَ رش نازل شد و قرآن نور هس ویکی از اسماش هم نوره .
خوش به حال او نایی که به این نور روی کنن . این جور آدما اصلاً خودبین نمی شن . اصلاً خود بزرگ بین نمی شن . اصلاً خود خواه و خود پسند نمی شن .
خود خواهی ، خود بسندی ، اصلاً خودبینی و خود بزرگ بینی ، مال اونایی هس که به این نور پشت می کنن .
براینکه منظورمُ بهتر متوجه بشی ، همین امشب توی حیاط خونت یه شمع روشن کن و مقابلش با یست ، در این صورت ، جز نور نمی بینی . امّا اگر پشت به اون شمع کنی ، خودت رو می بینی ، یعنی سایه خودت رو ، اونم بزرگ تر از اونی که هستی !
آره ، هرکه پشت به نور بکنه ، خودش رو می بینه ، خیلی هم بزرگ !
پس همین برات یه ملاک باشه ، که هرگاه خودت رودیدی ، بدون که پشت به نور کردی و پشت به نور قرآ ن!
بگذریم ، بازم از عسل بگیم ؛ عسلی که خیلی شیرینه ، البته نه برا همه ، بلکه برای کسانی شیرینه که ذائقه داشته باشن .
همانطوری که قرآن شیرینه ، ولی نه برا همه ، بلکه برا کسانی که یه ذوقی داشته باشن .
هرکس که ذوقی داشته باشد ، قرآن براش شیرینه ، مث عسل. و ماه رمضون که ماه قرآنه ، براش می شه " ماه عسل " و من حیفم می آد که همین جایه سرا نگشت از این عسل نچشیم ؛ ببین من آیشو می خونم و تو معناش کن . آیه ای می خونم که همیشه تو نمازات می خونی ، پس باید برات خیلی معلوم باشه وباید خیلی باهاش مأنوس باشی ، و آیه اینه : "قل هو الله احد " حالا می شه برام معنا کنی ؟
--معناش برا همه روشنه ، یعنی "بگو خدا یکی است "دو تا نیس ،ده تا نیس صد تا نیس .
--خیلی معذرت می خوام این که خدا ده تا ، یا صد تا نباشد ، چه هدایتی و چه درسی میتونه برامون داشته باشد ؟ آخه ابن حرفیه که من و تو باید روزانه چند بار ، اونم تو نمازامون تکرارش کنیم ؟
نه رفیق !معنای آیه فقط اینی که گفتی نمی تونه باشه ، معناش خیلی دقیقه!خیلی آموزنده س .
به خدا اگه به معناش دقت میکردیم یه دنیا معنویت می شدیم و اگه مطابق اون عمل می کردیم دنیا گلستون می شد . حیف و صد حیف که ما به معنای حرفایی که تو نمازامون میزنیم ، هیچ توجهی نمی کنیم .
نماز نقشه اش ،نقشه ی زندگیه ،و زندگی کردن رو می آموزه .
این آیه می گه که خدا یکیه ،یعنی یک رو ویک رنگه ، ظاهرش وباطنش یکیه و با بنده هاش یکیه و حرف اولش و آخرش یکیه .این جور نیس که در ظاهر باهات خوب باشه وجلوت تمام قد بایسته ، اما پشت سرت خنجر باشه ،اینجور نیس که با یکی مهربون باشه وبا یکی دشمنی بکنه . اینجور نیس که امروز یه چیز بگه وفردا چیز دیگر ، امروز بگه من شما رو می بخشم و فردا بزنه زیرش.
حالا حساب کن که اگه آدم روزی چند بار این آیه رو تو نمازش بخونه و به معناش توجه کند وهی به خودش بگه :
فلانی ! خدا یکیه ؛تو چی ؟ و با همه یکیه ؛ تو چی ؟ ظاهر و باطنش یکیه ؛ تو چی ؟ حرف اول و آخرش یکیه ؛ تو چی ؟ فکر می کنی اثر نمی کنه ؟!!!