سلام امروز سالگرد شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام است .و آغاز دوران امامت و   رهبری حضرت مهدی (عج)میباشد.                                                                                                    

"مساله مهدی موعود از صدر اسلام و از زمان پیامبر اکرم (ص)یک امر قطعی و مسلم در میان مسلمین بوده است واز نیمه ی دوم قرن اول هجری ،منشا حوادث بزرگ تاریخی شده است" 1

ابته عقیده به مهدی موعود یا همان منجی باوری ، اختصاص به مسلمین ندارد وادیان دیگر هم به چنین امری معتقدند. و هر ملیتی، او را به نامی ، میخوانند. مثلا ؛ زردشتیان او را " سوشیانس"، ( به معنی  نجات دهنده جهان )، و جهودان به نام " سرور میکا ییلی "، عیسویان با نام " مسیح موعود" ،و اسپانیاییها با نام  "رودریک"، بوداییها به اسم "بودای5"، و برهماییها او را با نام ویشنو میشناسند.

      

 

        آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست           هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 

1. سیری در سیره ی ائمه اطهار ص250 شهید مطهری

 


 

ابولولو و کشتن عمر

ابولولو غلام مغیره بود که طبق قرارداد باید هر ماه 100 درهم به مغیره میداد . ابولولو نزد عمر رفت و از مغیره شکایت کرد و از خلیفه خواست که تخفیفی برای او بگیرد . عمر گفت : شغلت چیست ؟ گفت : نجارم ، نقاشم ، آهنگرم و آسیاب بادی میسازم . عمر گفت : با داشتن این همه صفت این مقدار زیاد نیست . آنگاه از او خواست که یک آسیاب بادی برایش بسازد .

ابولولو گفت : برایت آسیابی بسازم که آوازه ی آن گوش تا گوش جهان را فرا گیرد و برفت .

عمر گفت : این غلام مرا تهدید به قتل کرده است و سینه ی او را از کینه ی خود پر میبینم .

چند روزی از این جریان نگذشته بود که ابولولو تصمیم گرفت که عمر را به قتل برساند . خنجر خود را که دو سر داشت و دسته اش در وسط بود ، برداشت و پارچه ای هم به سرش پیچید تا شناخته نشود و صبح زود در راه مسجد به کمین او نشست تا عمر رسید و او را از چپ و راست 6 ضربه زد که یکی از آن ضربات به زیر ناف او خورد که همان ضربه عمر را را از پای در آورد و ابولولو بعد از این عمل فرار کرد و مردم به دنبال او دویدند ولی هر کس به او نزدیک می شد او را با خنجر میزد تا اینکه 13 نفر را زخمی کرد که 6 نفرشان مردند و بالاخره فرار کرد در حالیکه زخمی بود ، به شهر کاشان رسید و در آنجا مرد .

در بیرون شهر کاشان قبری است که به او نسبت میدهند و او را ( بابا شجاع ) میگویند ...